محمد مهدى ملايرى

109

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نداشته ، زيرا ديوانهاى ولايات مدتها پس از اين تاريخ و بتدريج به زبان عربى برگردانده شدند ، و حتى بعضى از اين ديوانها كه اطلاعى از آنها در دست داريم در تمام دورهء اموى همچنان به زبان فارسى باقى ماندند . ديوان خراسان تا دورهء حكومت نصر بن سيار آخرين كارگزار دولت اموى در آن سامان هنوز هم به زبان فارسى و در اختيار دبيران و حسابداران زردشتى بود ، و چون در سال 124 هجرى يوسف بن عمر كه در آن تاريخ عامل عراق بود در نامه‌اى كه به نصر بن سيار نوشت او را از استخدام غير مسلمانان در ديوان منع نمود ، نصر درصدد نقل ديوان از فارسى به عربى برآمد و دبيرى به نام اسحاق بن طليق اين كار را متعهد شد و به انجام رسانيد . « 1 » نقل ديوان اصفهان از فارسى به عربى از اين تاريخ هم ديرتر اتفاق افتاد ، زيرا نخستين كسى كه در آن ديوان به عربى نوشت سعد بن اياس بود . و سعد بن اياس دبير عاصم بن يونس كارگزار ابو مسلم خراسانى بر اصفهان بود . « 2 » برگرداندن ديوان عراق به دو جهت داراى اهميت بود ، يكى بدان جهت كه ديوان عراق همانطور كه گفتيم ديوان مركزى دولت ساسانى بود و در حكومت خلفا نيز ديوان مركزى سرزمينهاى شرقى خلافت اسلامى يعنى قسمت عمدهء قلمرو فرمانروائى ساسانيان گرديد ، و به علت تنوع كار و تعدد رشته‌هاى حساب آن كه علاوه‌بر حساب عراق و ارض سواد كليات حساب ساير ولايات تابعه نيز در آنجا نگه‌دارى مىشد وضعى خاص داشت كه تنها حسابداران آزموده و دفترنويسان متبحر مىتوانستند به امور آن احاطهء كامل يابند ، و تغيير زبان در چنين دستگاهى امرى دشوار و پيچيده بود و به تهيه مقدمات و آمادگى قبلى احتياج داشت ، و ديگر بدان جهت كه ديوان عراق نخستين ديوانى بود كه از بين تمام ديوانهاى سرزمين گستردهء ايران به زبان عربى ترجمه مىشد و اين نخستين بارى بود كه زبان عربى در يكى از امور فنى و ديوانى كه سابقه‌اى در آن نداشت به كار گرفته مىشد و جاى زبانى را كه قرنها در اين كار سابقه داشت مىگرفت .

--> ( 1 ) . جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 43 . ( 2 ) . ابن رسته ، الاعلاق النفيسة ، ص 196 .